خرید بک لینک

اگر پوست بدن انسان را بکنیم…


اگر پوست بدن انسان را بکنیم…

برچسب: نویسنده: ایران تاريخ: پنجشنبه 29 اسفند 1387 ساعت: 8:11

عجایب نقش های تخت جمشید


عجایب نقش های تخت جمشید

در تصاویر تخت جمشید هیچ کس عصبانی نیست، هیچ کس سوار بر اسب نیست، هیچ کس را در حال تعظیم نمی بینیم، هیچ کس سر افکنده و شکست خورده نیست، هیچ تصویر خشنی در تخت جمشید وجود ندارد. اروپایئان خود را مبتکر گرافیک در 200 سال پیش میدانند در صورتی که تمام تصاویر تخت جمشید کارهای گرافیکی است که در 2500 سال پیش انجام شده و این سند دیگری است از توانایی و هنرمندی اجداد ما ایرانیان. نقشهای پلکان ایوان شرقی کاخ آپادانا برگی از تاریخ است که با زبان تصویر نوشته شده است. این تصاویر مراسم بارعام را که در نوروز با حضور شاه و بزرگان و نمایندگان ملل مختلف برگذار میشده نشان میدهد. این نقشها از نگاه فردی که از رو به رو به آنها نگاه میکند از سه قسمت تشکیل شده؛ سمت چپ وسط و سمت راست .در سمت چپ پلکان شرقی ، نمایندگان 23 کشور تحت امر پادشاهی هخامنشی را نشان می دهد که یکی از بزرگان ایران در لباس معروف پارسی یا مادی دست نماینده اول آنها رو گرفته و آنها رو همراه با هدایایشان بطرف کاخ راهنمایی میکنند. بر اساس نوشتهای بالای سر نمایندگان در آرامگاه اردشیر سوم هویت تمام این اقوام مشخص شده است. هر گروه از نماینده گان با یک درخت سرو از هم جدا شده اند. درخت سرو در فرهنگ ایرانیان از جایگاه ویژه ای برخوردار است. درخت سرو بدلیل سبزی و خرمی همیشگی، درختی عزیز و بهشتی است. درخت سرو در تخت جمشید درجاهای متعددی حجاری شده است.

برچسب: نویسنده: ایران تاريخ: سه شنبه 27 اسفند 1387 ساعت: 23:44

نوروز از ديدگاه اسلام


نوروز از ديدگاه اسلام

در كتاب شريف بحارالانوار مرحوم مجلسى رحمه الله پيرامون عيد نوروز روايات متعددى نقل شده به طورى كه در جلد 59 بيش از 45 صفحه به اين موضوع اختصاص يافته است. در اين مختصر، به بخش هايى از آن مباحث اشاره مى شود: معلى بن خنيس نقل كرده است كه روز نوروز بر امام جعفر صادق عليه السلام وارد شدم، امام عليه السلام خطاب به من فرمود: آيا اين روز را مى شناسى؟ عرض كردم، قربانت شوم، اين روزى است كه ايرانى ها آن را بزرگ و نيكو مى شمارند و به همديگر هديه مى دهند. پس امام فرمودند: علت اين امر را كه بسى ديرينه است برايت تشريح خواهم كرد. عرض كردم اگر اين موضوع را از ناحيه شما فراگيرم بهتر از آن است كه گذشتگانم زنده شوند و دشمنانم نابود گردند!امام صادق(ع) فرمود: نوروز, روزى است كه خداوند از بندگانش پيمان هايى گرفت كه تنها خداى يكتا رابپرستند, و براى او همتا قرار ندهند, و ايمان به رسولان و حجت هاى خدا و امامان(ع) بياورند, و روزى است كه كشتى نوح(ع) بر كوه جودى نشست. و نيز از آن حضرت نقل شده است كه فرمود: نوروز همان روزى است كه ابراهيم خليل(ع) بت هاى قومش را ـ كه در آن روز براى شركت در مراسم جشن از شهر خارج شده بودند ـ شكست. نوروز، روزی است که خورشید در آن طلوع کرده و هیچ نوروزی نیست مگر اینکه ما در آنروزدر انتظار از میان رفتن سختی هاییم؛ در چنين روزى حضرت مهدى عليه السلام ظهور مى فرمايد و ما انتظار فرج آن حضرت را در چنين روزى داريم; براى اين كه نوروز از ما و شيعيان ماست. نوروز براى مسافرت خوب و براى زراعت و طلب حوايج بسيار نيكوست، عقد نكاح و ازدواج در چنين روزى بسيار شايسته است. مجوسيان نيز از قديم, به نوروز اهميت مى دادند و در آن روز به همديگر تبريك مى گفتند و براى همديگر هديه مى فرستادند. هم چنين گفته اند: در عصر خلافت اميرمومنان على(ع), مجوسيان چند ظرف نقره كه در آن شكر ريخته بودند, در نوروز به آن حضرت هديه كردند, آن حضرت هديه آنها را پذيرفت و شكر ها را بين ياران خود تقسيم كرد, و آن ظروف را به عنوان جزيه (ماليات سرانه آنها) قبول كرد. بنابر همان روايت امام صادق(ع), حادثه شگفت زنده شدن هزاران نفر از بنى اسرائيل قبل از اسلام ـ به فرمان خدا كه در آيه 243 بقره به آن اشاره شده است ـ در نوروز رخ داده است كه در يكى از شهرهاى شام, بر اثر رواج بيمارى طاعون, بسيارى مردند. اين بيمارى در حقيقت مجازاتى از طرف خدا براى آنها بود, زيرا رهبر الهى شان آنها را به جهاد با دشمن فرا خوانده بود, ولى آنها سرپيچى كرده بودند. در اين ميان هزاران نفر (طبق پاره اى روايات, ده هزار يا هفتاد هزار يا هشتاد هزار نفر) به بهانه گريز از طاعون, از شهر خارج شدند, و پس از فرار, در خود احساس قدرت و استقلال نمودند و با ناديده گرفتن اراده الهى, و چشم دوختن به عوامل طبيعى, دچار غرور شدند, خداوند آنها را نيز در همان بيابان با همان بيمارى نابود ساخت. ساليانى گذشت, و حضرت حزقيل(ع) ـ يكى از پيامبران بنى اسرائيل ـ از آن جا عبور مى كرد, و از خدا خواست كه آنها را زنده كند, خداوند دعاى او را اجابت كرد. آن روزى كه آنها زنده شدند, نوروز بود.از مجموع اين مطالب به دست می آيد كه نوروز, قبل از اسلام, روز محترم و خاصى بود, و با پيدايى رخدادهايى در آن روز كه غالبا مثبت بوده اند بر اهميت و شهرت آن افزوده شد. در حديث ((معلى بن خنيس))(9) از امام صادق(ع) ـ كه علامه مجلسى مى گويد آن را در كتب معتبر ديده است ـ به چند رخداد بزرگ در نوروز, بعد ازاسلام اشاره شده است, از جمله فرمود نوروز روزى است كه :

1ـ جبرئيل بر پيامبر نازل شد.
2ـ پيامبر(ص), على(ع) را بر دوش خود گرفت, تا على(ع) بت هاى قريش را از بالاى خانه كعبه فرو ريزد. هم چنين ابراهيم(ع) در چنين روزى بت ها را شكست.

3ـ پيامبر(ص) به اصحاب خود امر كرد (در روز غدير خم) با على(ع) به عنوان اميرمومنان, بيعت كنند.
4ـ پيامبر(ص) على(ع) را به ((وادى جنيان)) فرستاد, تا از آنها در پذيرش اسلام و پيامبر(ص) بيعت بگيرد.
5 ـ در چنين روزى (بعد از مرگ عثمان) براى خلافت حضرت على(ع) بيعتى دوباره شد.

6ـ در چنين روزى على(ع) در جنگ نهروان بر خوارج پيروز شد وسردمدار خوارج را كشت.
7ـ در چنين روزى قائم ما (عج) و صاحب امر از پرده غيب, آشكار مى شود.

8ـ در چنين روزى قائم ما (عج) بر دجال (طاغوت خودكامه عصر) پيروز مى گردد, و او را در ميدان كناسه كوفه به دار مى كشد.

9ـ هيچ نوروزى بر ما نمى گذرد, مگر اين كه ما در آن روز اميد فرج قائم(عج) را داريم, زيرا آن روز, از روزهاى ما و از روزهاى شيعيان ما است, عجم ها آن را پاس داشتند, ولى شما (عرب ها) آن را تباه ساختيد.
عالم بزرگ و مجتهد سترگ, بنيانگذار حوزه علميه نجف اشرف, شيخ طوسى (متوفاى سال 460 هـ.ق) در كتاب ((المصباح المتهجد)) از معلى بن خنيس روايت مى كند كه امام صادق(ع) فرمود: هرگاه نوروز فرا رسيد, در آن روز غسل كن, و پاكيزه ترين لباس ها را بپوش, و با بهترين عطرها خود را خوشبو نما, و در اين روز روزه بگير, و پس از انجام نافله نمازها, و پس از نماز ظهر و عصر, دو نماز دو ركعتى (به نيت نماز نوروز) بخوان. در نماز اول, در ركعت اول پس از حمد, ده بار سوره قدر, و در ركعت دوم پس از حمد, ده بار سوره كافرون را بخوان, و در نماز دوم, در ركعت اول, پس از حمد, ده بار سوره توحيد, و در ركعت دوم پس از حمد, ده بار سوره ناس و سوره فلق را بخوان, و پس از نماز, سجده شكر به جاى آر, و در اين سجده, دعاى زير را بخوان, كه در اين صورت خداوند گناهان پنجاه سال تو (يا پنج سال تو) را (اگر با شرايط باشد) مى بخشد. آن دعا اين است: اللهم صل على محمد و آل محمد, الاوصيإ المرضيين,وعلى ارواحهم و اجسادهم. دعا درمفاتيح الجنان ذكر شده است در نوروز اين فراز از دعا را بسيار برخوان كه يا ذاالجلال والاكرام.

محدث خبير, رشيد الدين طبرسى (متوفاى سال 588 هـ.ق) در كتاب مناقب روايت كرده كه منصور دوانيقى ـ دومين خليفه عباسى ـ از امام كاظم(ع) تقاضا كرد تا روز نوروز در مجلس جشن او براى تبريك حضور يابد وهدايايى را كه مردم می آورند بپذيرد. امام كاظم(ع) اين تقاضا را رد كردمنصور گفت: ((ما اين مراسم را براى سياست و تدبير امور ارتشيان, انجام مى دهيم, تو را به خداى بزرگ سوگند مى دهم, در اين مجلس حضور داشته باش. امام كاظم(ع) در آن مجلس حضور يافت, اميران, فرماندهان, سرداران و ارتشيان و مردمان به محضر آنحضرت مي آمدند و تبريك عرض مى كردند, و هدايايى را می آوردند, خادم منصور آن جا حاضر بود, و آن هدايا را بازبينى مى كرد, در لحظات آخرين, پيرمردى وارد شد وبه امام كاظم(ع) عرض كرد: اى پسر دختر رسول خدا! من فقيرى تهى دست هستم, از اين رو چيزى نداشتم هديه بياورم, ولى سه بيت شعرى را كه جدم در سوگ جدت امام حسين(ع) سروده, به شما هديه مى كنم, و آن سه بيت چنين است:

درشگفتم از آن شمشيرهاى برنده كه تيزى آنها درمعركه عاشورا برپيكرغبارآلودت فرود آمدند ونيزدرشگفتم از آن تيرهايى كه در برابرچشم بانوان حرم درپيكرت فرورفتند درحاليكه آنان جدت را به مددكارى مي طلبيدند و سيلاب اشك از ديدگان شان روان بود. چرا سر و صداى آن تيرها از پيكر مقدس و شكوهمندت دور و پراكنده نشدند؟

امام كاظم(ع) به او فرمود: هديه ات را پذيرفتم, بنشين, خداوند به تو بركت دهد. آن گاه امام به خادم فرمود: نزد رئيس (منصور) برو و مجموع اين هدايا را به او گزارش بده, و بپرس كه آنها را چه كنم؟ خادم چنين كرد, سپس به حضور امام كاظم(ع) بازگشت و گفت: منصور مى گويد: همه آنها را به تو بخشيدم, اختيار آنها با شماست. آن گاه امام كاظم(ع) همه آن هدايا را به آن پيرمرد بخشيد.عيد نوروز شايد يكي از مهم ترين و سازگارترين اعياد بشري باشد. نمايش طبيعت در اين فصل به اوج كمال خود مي رسد و طبيعت پس از مرگ ظاهري در زمستان، دوباره در آغاز فصل بهار زندگي را مي روياند و گل و گياه و سبزه وچمن از زمين برمي آيد. اين گونه است كه آدمي را در هيجاني از زندگي كمال فرو مي برد و جيك جيك گنجشكان بر شاخسار درختان تازه به گل و جوانه نشسته را برمي انگيزد و آن را به انسان منتقل مي سازد. اين گونه است كه آدمي متأثر از طبيعت شاد و پرنشاط به وجد مي آيد و هيجان خود را همانند پرندگان بروز مي دهد و به شادي و نشاط مي پردازد.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پي نوشت ها :
1- راغب اصفهاني، المفردات، تهران، دفتر نشر الكتاب، دوم، ص .213
2- حر عاملي، وسائل الشيعه، دار احياء التراث، ج 5، ص .115
3- وسائل الشيعه، همان، ج 5، ص .15و ج 7، صص 346
4- ميرزا حسين نوري، مستدرك الوسائل، مؤسسه آل البيت لاحياء التراث، ج 6،ص 150، حديث 6670/.3
5- بحارالانوار، ج 86، ص 276؛ ج 89، ص 276و ج 98، ص .351
6- نهج البلاغه، همان، حكمت .428
7- مستدرك الوسائل، همان، ص 154، روايت 6680/.8
8- مستدرك الوسائل، همان، ص 154، روايت 6678/.7
9- كنز العمال، حديث 24094و .24095
10- بحارالانوار، همان، ج 91، ص . ج 59، صص 1 – 92 118
11- همان، ج 98، ص .188 ج 101، ص .100

برچسب: نویسنده: ایران تاريخ: سه شنبه 27 اسفند 1387 ساعت: 23:39

روانشناسی خلاقیت


روانشناسی خلاقیت

شواهد دلالت دارند كه هم وراثت و هم محیط، در بالندگی و رشد خلاقیت مؤثر است اشاره آلفرد هیچكاك اغلب برای شخصیت پردازی قهرمانان قصه های خود از عنصر خلاقیت بهره می گرفت. به عبارت دیگر هر كدام از شخصیت های داستانی او یك ویژگی خاص داشتند. در قصه «پنجره عقبی» یك عكاس نشریه به خاطر شكستگی پایش باید مدت ها در خانه بستری شود، اما او بیكار نیست و با لنزهای دوربین ازطریق پنجره عقبی اتاقش، زندگی مردم را می كاود و قصه آنچنان روان و زیبا پیش می رود كه در پایان، همان عكاس خلاق به عنوان كارآگاه، یك جنایت واقعی را عریان می كند. افراد خلاق نیز این گونه هستند، آنها مثل افراد عادی به پیرامون خود نگاه نمی كنند. شاید از منظر مردم، برخی از افراد خلاق دچار برخی كاستی ها در حواس باشند، اما اینگونه نیست. آنها به هر پدیده ای به گونه ای دیگر نگاه می كنند.

«اسماعیل صدیقی پاشاكی» مطلبی را از «استیفن. ب. روبنز» ترجمه كرده است كه در پی می آوریم: خلاقیت را قوه و استعدادی می دانند كه تصویرهای ذهنی را به نحوی منحصر به فرد، با هم تركیب و یا این كه رابطه ای غریب و غیرعادی میان آنها ایجاد می كند. البته باید گفت تصویرهای ذهنی نباید فقط نو و بدیع باشند، بلكه باید سودمند و مفید هم باشند.«نورمن مایر» می گوید: « صرف خارق العادگی و یا متفاوت بودن تصویر ذهنی، نشانه خلاقیت و امتیاز آن نیست، چون، چه بسا كه آن تصویر ذهنی، نشانه ای از ناهنجاری روانی نیز باشد. عدم درك این تمایز، امكان آن را فراهم می كند كه غالباً نبوغ را با جنون خلط و قاطی كنیم. شاخص ممتاز بودن راه حلهای خلاق آن است كه باید عملی باشند، یعنی این كه با واقعیت در پیوند باشند آیا خلاقیت را می توان رشد داد؟خلاق بودن- یعنی دیدن چیزهایی در عالم و آدم، كه به چشم دیگران نیاید- آسان نیست. همین كه چیزی را متفاوت از دیگران به تصور درآورید، در زمره افرادی قرار می گیرید كه انگشت شمارند. غالباً سازمانها كسانی را كه پای بند دید و نگرش منحصر به فرد خود در مورد پدیده ها هستند، برنمی تابند. در محیط هایی كه تأكید بر همگنی و یكپارچگی است، داشتن نگرش متفاوت با دیگران سهل نیست. اما آیا انسانهای خلاق با سایر انسانها تفاوت دارند؟ آیا توانایی آنها ارثی است یا اكتسابی؟ شواهد دلالت دارند كه هم وراثت و هم محیط، در بالندگی و رشد خلاقیت مؤثر است. خلاقیت را باید صفتی پنداشت كه هر انسانی به درجاتی بدان موصوف است. آن چه ضروری است، این است كه باید زمینه تجلی این قوه را در داخل اعضای سازمان، خاصه در مدیران فراهم كرد. خلاقیت را نمی توان تابع منطق دوتایی و یا مقوله ای دوگانه به حساب آورد. بدین معنا كه بگوییم انسانها یا واجد آن هستند و یا فاقد آن. از سوی دیگر، اگرچه هر كسی سهمی از قوه خلاقیت دارد، برخی كسان هستند كه به علت داشتن توانایی های ذاتی، این قوه را موفق تر از دیگران به كار می گیرند.

افراد خلاق دارای مشخصه های زیر هستند:

۱) به وضع موجود رضایت نمی دهند و طالب تغییر هستند.

۲) در دوران بچگی در محیطی با غنای فرهنگی، پرورش یافته اند.

۳)در كار اندیشیدن تاجایی كه ممكن است، از قالب و چارچوب می گریزند.

۴) اضطراب و دلواپسی شان در كمترین حد است.

۵) استقلال نظر و پویایی بالایی دارند.

۶) استبداد رأی در آنها در كمترین حد ممكن است.

۷) موضع گیری آنها ناظر بر بازدهی بیشتر است.

۸) تكانه ها و امیال درونی شان با تأكید و تصدیق بیشتر مواجه می شوند.

۹) میزان درگیری ها و تعارضات درونی شان در سطح متعادلی قرار دارد.

به نظر می آید كه ویژگی های یاد شده، این حكم را كه هر كسی سهمی از قوه خلاقیت دارد، نقض می كند. ولی در واقع چنین نیست، چون ویژگیهای یاد شده فقط انسانهایی را وصف می كنند كه از قوه خلاقیت بسیار بالایی برخوردارند. تحقیقات انجام شده، نشان می دهد كه انسان های بسیار خلاق، با كسانی كه دارای قوه خلاقیت متوسط یا كم هستند، تفاوت دارند. «كروپ لی» می گوید: «انسان خلاق در فعالیتهای فكری خود نرمش و انعطاف پذیری خاصی دارد. او خود را پایبند حفظ و نگهداری وضع موجود كه مطابق با نظر وی نیز هست، نمی كند و پیوسته آماده و مستعد آن است در نظراتش تجدید نظر كند و اما به عكس، آن كسی كه اندیشه خود را مطلق می انگارد، اعتقاد آتشین به منطقی و صادق بودن نظراتش درباره جهان دارد. او نه، می خواهد و نه، می تواند مواضع فكری خود را با اوضاع دائم التغییر متناسب كند و محكم به آنچه «به گمان او» درست است، می چسبد. چنین شخصی بر خلاف افراد خلاق، انعطاف پذیری فكری ندارد و بسیار قالبی و كلیشه ای عمل می كند. چنانكه اشاره شد لازم است سازمانها بستری فراهم كنند تا كاركنان، درجاتی از خلاقیت را كه به طور بالقوه از آن برخوردارند، به فعلیت در آورند. برای مثال سازمانهای با مشخصات زیر، لزوماً تجلی و ظهور تفكر خلاق را با مشكلاتی مواجه می كنند:

* شغلها، تعاریف محدود و ظریفی دارند.

* روابط اختیار و اقتدار، تعاریف قطعی و انعطاف ناپذیری دارند.

* رفتار كاركنان، با مجموعه ای مدون از بخشنامه ها و روش كارها هدایت و كنترل می شوند.

* روابط حاكم بر سازمان، خشك و رسمی است و قابلیت های فردی كاركنان لحاظ نمی گردند.

* تنوع آرا و مواضع متقابل، امكان ابراز نمی یابند.

* فضای اطلاع رسانی محدود و بسته است.

* تخصصی كردن كارها در حد افراط به چشم می آید.

* نظام نظارتی در مورد ثبات، قابلیت پیش بینی و كلیشه سازی امور وجود دارد.

* بیشتر به پاداش بیرونی كه دارای جنبه مادی است اتكا دارند، تا پاداش درونی كه در نفس كار پنهان است. شواهد حكایت از آن دارند كه سازمانهایی كه انباره ای از بخشنامه ها، آیین نامه ها، خط مشی ها و ساز و كارهای نظارتی دارند نمی توانند امكان آن را بیابند كه بر میزان خلاقیت كاركنان خود بیافزایند.

الف- روشهای فردی برای برانگیختن خلاقیت

۱) خلاقیت را می توان با آموختن راههای «خلاق شدن» و پرهیز از كاربرد رهیافت هایی كه در حل مشكلات معمول است، زیاد كرد. این روش كه به نام «آموزش مستقیم» معروف است بر پایه این فرض قرار دارد كه چون افراد گرایش بدان دارند كه در حل مشكلات از راه حل های رایج استفاده كنند، این امر آنها را از به كارگیری توانمندی ها و ظرفیت های واقعی شان باز می دارد. بنابراین روش «آموزش مستقیم» كه در جستجوی راه حل های بدیع و نو است، زمینه مساعدی برای رشد اندیشه های خلاق فراهم می سازد.

۲) روش فردی دیگر «فهرست كردن ویژگیها» نام دارد. در این شیوه، تصمیم گیرنده ابتدا ویژگی های اصلی مربوط به راه حل های مرسوم را می یابد و سپس هر یك از ویژگیهای اصلی را جدا جدا بررسی می كند و آنگاه تا جایی كه ممكن است نسبت به تغییر هر كدام از آنها، همت می گمارد و در راستای همین تغییر هر طرحی را ولو آنكه خنده دار نیز باشد، بدون چشم پوشی فهرست می كند و وقتی كه فهرست جامعی تهیه كرد و اشكالات را مشخص نمود گزینه های مؤثر و سودمند را انتخاب و بقیه را حذف می كند.

۳) خلاقیت را همچنین می توان با جایگزین كردن تفكر عمودی با تفكر افقی یا زیگزاك از قوه به فعل درآورد. تفكر عمودی، قویاً عقلانی و منطقی است و دارای فرایند زنجیره ای است كه هر حلقه آن در یك توالی ناگسستنی در پی حلقه پیش از خود می آید. هر حلقه از زنجیره این تفكر، لزوماً باید معتبر و درست باشد. افزون بر آن، تفكر عمودی، فقط چیزی را گزینش و بررسی می كند كه ذیربط با موضوع باشد.به عكس آن، تفكر افقی در گستره سطح حركت می كند و رو به سوی گوشه ها و جوانب دارد و چنین نیست كه راه حلی را بپروراند، بلكه به بازسازی و تغییر آن می پردازد. تفكر افقی به صورت فرآیند زنجیره ای نیست. برای مثال انسان ممكن است برای گشودن مشكلی به جای آنكه از محل شروع راه حلی كه مرسوم است، آغاز كند، از نقطه آخر آن بیآغازد و سپس به مراحل ماقبل آن برگردد. هر مرحله از تفكر افقی لزوماً درست و معتبر نیست، زیرا چه بسا اقتضا كند از مسیری انحرافی بگذرد تا اینكه به جایی برسد كه راه درست، پدیدار و آشكار گردد و در خاتمه اینكه تفكر افقی خود را پایبند اطلاعات مربوط با موضوع نمی كند و به عمد اطلاعات خارج از محدوده یا غیرمربوط را به كار می گیرد تا شیوه جدیدی برای نگرش به مشكل بیابد. ب- روشهای گروهی برای برانگیختن خلاقیت بیشترین تلاش در زمینه پرورش خلاقیت را می توان در حوزه كارهای گروهی مشاهده كرد. برجسته ترین شیوه های گروهی برای پرورش خلاقیت عبارتند از: روش طوفان فكری (سیال سازی ذهن)، روش گوردن و روش تلفیقی نامتجانس ها.

1 - روش طوفان فكری(یا بارش مغزی) وجه شباهت روش طوفان فكری و روش گوردن در آن است كه شش تا دوازده نفر برای مدت معینی پشت میزی می نشینند و سعی می كنند به طور آزادانه و فارغ از هر گونه عوامل بازدارنده ذهنی تا جایی كه امكان پذیر است به ارائه روش ها بپردازند. در این جلسه باب نقد و انتقاد درباره پیشنهادها كاملاً بسته است و تمامی پیشنهادهایی كه در جلسه مطرح می كنند، می نویسند تا بعداً راجع به آنها به بحث و بررسی بپردازند و اما وجه تفاوت این دو روش، در آن است كه در شیوه طوفان فكری، اعضای گروه درباره مشكل، آگاهی دارند و رئیس جلسه طوفان فكری، مشكل را به روشنی تمام بیان می كند، به گونه ای كه همه شركت كنندگان به درك آن نائل آیند. سپس وی اعضای گروه را موظف می كند تا جایی كه امكان دارد ذهنیت خود را درباره مشكل بیان كنند.

2- روش گوردن روش گوردن، بر خلاف روش طوفان فكری، فرصت های بیشتری را برای ارائه راه حل های واقعاً بدیع و تازه مهیا می كند. چون كه فقط رئیس جلسه از ماهیت دقیق مشكل آگاه است، او به جای اینكه مشكل را به روشنی برای گروه بیان كند، فقط به طور غیرمستقیم بدان اشاره می كند. برای مثال رئیس جلسه در روش طوفان فكری ممكن است مشكل را بدین صورت بیان كند: «مدرسه ما سال آینده فضای آموزشی كافی برای ثبت نام كنندگان احتمالی ندارد.» اما رئیس جلسه در شیوه گوردن ممكن است فقط عبارت های «فضای آموزشی» یا «زیادی تعداد ثبت نام كنندگان» را بگوید. هر چند در روش گوردن، اتلاف وقت، بسیار زیاد است و كمتر ناظر بر هدف است، ولی فرصتی را برای شركت كنندگان فراهم می كند تا راه هایی را بدون دخالت فلج كننده راه حل های سنتی كشف كنند. این روش به جای آنكه با تعبیر و تفسیر راه حل های موجود، برای اندیشه محدودیتی ایجاد كند، آن را مجاز می كند تا با آزادی كامل جولان دهد و تنها محدودیتی كه برای اندیشه حادث می شود ناشی از دلالتهای ضمنی كلمه یا كلماتی است كه رئیس جلسه در اختیار شركت كنندگان گذاشته است. روش تلفیق نامتجانس ها یكی از مفیدترین راههای رشد قوه خلاقیت، تلفیق نامتجانس هاست و آن شیوه ای است كه سعی دارد عناصر متفاوت و بی ربط را با هم تلفیق كند تا از این رهگذر راه حل های تازه ای برای مشكل پیدا كند. بدیهی است كه خیلی از مشكلاتی كه حادث می شوند، تازگی ندارند. آنچه محل بحث است، این است كه مشكل را باید به شیوه ای تازه نگریست. این دیدگاه در جای خود، ظرفیت و امكانی را برای عرضه راه حل های اساساً نو فراهم می كند. برای یافتن نگرش های نو در مورد مشكلاتی كه سابقه وقوع دارند، ضروری است كه شیوه های آشنای نگاه كردن به مسائل را كنار بگذاریم. روش تلفیق نامتجانس ها به نحو گسترده ای از تمثیل، برای پیدا كردن شباهت ها و همانندی های موجود در كاركرد پدیده ها و روابط میان آنها استفاده می كند. برای نمونه، تمثیل مستقیم، می تواند با مقایسه وجوه شباهت در واقعیات، علم و فناوری، راه حل های تازه ای را كشف كند. «الكساندر گراهام بل» با فهمیدن سازوكار عناصر موجود در گوش و به كار بستن آنها در «جعبه سخنگوی» خود به پدیده ای شگفت انگیز دست یافت. او بعد از اینكه پی برد استخوان های برجسته ای در گوش با غشای نازكی كار می كنند، از خود پرسید چرا قطعه ای محكم و ضخیم از غشا نباید تكه ای از استیل را حركت دهد. او از درون همین قیاس، تلفن را طراحی كرد.

برچسب: نویسنده: ایران تاريخ: سه شنبه 27 اسفند 1387 ساعت: 6:41

علت قبول نشدن در کنکور (طنز)

چرا كه سال فقط 365 روز است. در حالی كه:


علت قبول نشدن در کنکور (طنز)

چرا كه سال فقط 365 روز است. در حالی كه:

1) سال 52 جمعه داریم و میدانید كه جمعه ها فقط برای استراحت است به این ترتیب 313 روز باقی میماند.

2) حداقل 50 روز مربوط به تعطیلات تابستانی است كه به دلیل گرمای هوا مطالعه ی دقیق برای یك فرد نرمال مشكل است. بنابراین۲۶۳ روز دیگر باقی میماند.

3) در هر روز 8 ساعت خواب برای بدن لازم است كه جمعا" 122 روز میشود. بنابراین 141 روز باقی میماند.

4) اما سلامتی جسم و روح روزانه 1 ساعت تفریح را میطلبد كه جمعا" 15 روز میشود. پس 126 در روز باقی میماند.

5) طبیعتا" 2 ساعت در روز برای خوردن غذا لازم است كه در كل 30 روز میشود. پس 96 روز باقی میماند.

6) 1 ساعت در روز برای گفتگو و تبادل افكار به صورت تلفنی لازم است. چرا كه انسان موجودی اجتماعی است. این خود 15 روز است. پس 81 روز باقی میماند.

7) روزهای امتحان 35 روز از سال را به خود اختصاص میدهند. پس 46 روز باقی میماند.

8) تعطیلات نوروز و اعیاد مختلف دست كم 30 روز در سال هستند. پس 16 روز باقی میماند.

9) در سال شما 10 روز را به بازی میگذرانید. پس 6 روز باقی میماند.


10) در سال حداقل 3 روز به بیماری طی میشود و 3 روز دیگر باقی است .

11) سینما رفتن و سایر امور شخصی هم 2 روز را در بر میگیرند. پس 1 روز باقی میماند.

12) 1 روز باقی مانده همان روز تولد شماست. چگونه میتوان در آن روز درس خواند؟!!


برچسب: نویسنده: ایران تاريخ: سه شنبه 27 اسفند 1387 ساعت: 6:36

تسخير جن


تسخير جن

تسخير جن

برای احضار جن باید اول ایت الکرسی را خواند سپس چهار قل خوانده شود و بعد از ان با یک کارد فولادی خطی به دور خود بکشید و سپس سندروس و کندر را در اتش انداخته و مشغول خواندن سوره (صافات ) میشوید و وقتی به ایه شهاب ثاقب رسیدید پس از گفتن شهاب ثاقب نام جن مورد نظر خود را میبرید به این نحه(احضروا یا فلان) وبه جای فلان اسم جن مورد نظر خود را میبرید


اعمال تسخير همزاد:

1- محلي را انتخاب کرده که هيچ کس به جز شما به انجا رفت امد نکند.اگر محل مورد نظر اتاق مي باشد

بايد کاملا" تميز بشود حتي در و ديوار هامخصوصا" ديوار طرف غربي و طرف قبله .

2- قبل از عمل اتاق کاملا" افتاب بخورد . اتاق را خوب معطر کنيد و در دوران عمل از بخورات خوشبو

استفاده کنيد سپس کاملا" لخت شده و يک لنگ بدور خود پيچيده و عمل کنيد عمل حتما" بايد پشت سر هم

انجام شود تا باعث ضرر و زيان نشود.

3- اين عمل بايستي حتما" در تاريخ اول ماه قمري شروع شود.

طريقه عمل :

يک چراغ در اتاف روشن کرده و ان را پشت سر خود مي گذاريد و مي نشينيد بشکلي که سايه شما روي

ديوار معلوم باشد . سپس به پيشاني سايه خود نگاه مي کنيد . بيشتر از يک ساعت به تصوير خود خيره شده

و کاري مي کنيد که سايه درست روي ديوار روبروي شي قرار گيرد هر وقت که پلک زديد به بالاي سر

خود نگاه کنيد . در اين زمان متوجه يک نور يا روشنايي بشکل دايره خواهيد شد اين نور و روشنايي تغيير

رنگ داده و به رنگهاي مختلف در مي ايد و در يک لحظه از بين مي رود و محو ميشود ودر لحظه اي ديگر

دوباره ظاهر ميشود با اين حال شما به عمل خود ادامه دهيد وفکر تان فقط و فقط در حول و حوش عمل خود

باشد وحشت نکنيد تصور و نيتتان پاک و خير باشد و حصار و حفاظ اطراف خود را فراموش نکنيد.


درباره جن :

در قرآن اهمیت ویژهای به "اجنه: داده شده، بهطوریکه 48 آیه به آنان اختصاص یافته است، ولی در دو کتاب توحیدی دیگر، تورات و انجیل سخنی از جن به میان نیامده است. حتی در قرآن سورهای به نام سوره جن وجود دارد.به روایت قرآن، در دوران پیش از نزول این کتاب گروهی از اجنه کوشیده بودند خود را به آسمان برسانند تا در آنجا استراق سمع کنند و از اسرار عالم بالا آگاه شوند ولی این جنیان پس از نزول قرآن دریافتند که آسمان شدیداً تحت مراقبت است و اجنهای که قصد رخنه بدان را داشته باشند هدف تیر شهاب ملائک پاسدار قرار میگیرند (جن، 8 و 99). همچنین به حکایت قرآن، بخشی از سپاهیان سلیمان از اجنه بودند و فرماندهانی از گروه خودشان داشتند (نمل، 17).
در قرآن درباره جن اینگونه آورده شده است:
نخست: این نوع از آفریدگان پیش از نوع بشر خلق شده اند.
دوم: این نوع آفریدگان از جنس آتش خلق شده اند، همچنان که نوع بشر از جنس خاک خلق شده اند، و در این باب گفته: "جن را ما قبلا از آتشی سموم آفریده بودیم" (۱)
سوم: این نوع از مخلوقات مانند انسان زندگی و مرگ و رستاخیز دارند، و در این باب گفته: "اینان کسانیند که همان عذابهایی که امت های گذشته جنی و انسی را منقرض کرده بود، برایشان حتمی شده" (۲)
و چهارم: این نوع از جانداران مانند سایر جانداران نر و ماده و ازدواج و توالد وتکاثر دارند، و در این باره گفته: "و اینکه مردانی از انس بودند که به مردانی از جن پناه می بردند" (۳)
پنجم: این نوع مانند نوع بشر دارای شعور و اراده است، و علاوه بر این، کارهایی سریع و اعمالی شاقه را می توانند انجام دهند، که از نوع بشر ساخته نیست، همچنان که درآیات مربوطه به قصص سلیمان و اینکه جن مسخر آن جناب بودند، و نیز در قصه شهر سبا آمده است.
ششم: جن هم مانند انس مؤمن و کافر دارند، برخی صالح و بعضی دیگر فاسدند، و در این باره گفته" من جن و انس را خلق نکردم مگر برای اینکه مرا عبادت کنند" (۴)
·
سوره حجر، آیه ۲۷
·
سوره احقاف، آیه ۱۸
·
سوره جن، آیه 6
·
سوره ذاریات، آیه ۵۶

آیات بیشتر در مورد جن ویا اشاره به جنیان:
گروهی از اجنه آیات قرآن را شنیدند و با تعجب گفتند که این کتاب مارا به راه هدایت میبرد و لاجرم دیگر به خدای واجد شرک نخواهیم ورزید (جن، 1 و 2)
اما بعضی دیگر از آنها کافر ماندند و هیزم کش جهنم شدند (جن، 14 و 15)
اینها اسلام آوردند و البته اگر در راه راست پایدار بمانند خداوند به آنها آب گوارا نصیب خواهد کرد (جن، 16)
و به آنان میگوئیم شما نیز جزو آن گروهی از اجنه و آدمیان شوید که پیش از شما به آتش دوزخ داخل شدند (اعراف، 38)
چون محمد برای دعوت به خدا قیام کرد طایفه جنیان بر او ازدحام آوردند(جن، 19)
در روز محشر به اجنه خطاب شود کهای گروه جنیان، شما از حیث تعداد بر آدمیان فزونی گرفتید، ولی آیا ما برای شما رسولانی از جنس خودتان نفرستادیم که آیات مارا بر شما بخوانند و شمارا از چنین روزی بترسانند؟ (انعام، 130)


جن چيست؟
۱-جن جانوريست داراي شعور و فیزیکي غير ارگانيک که از لحاظ شان وجودي از ديد اديان ابراهيمي پايينتر از انسان و بالاتر از حيوان جاي مي گيرد در فرهنگ فارسي به آن ديو و در فرهنگ عرب به آن جن و در فرهنگ لاتين demon ياji نام گرفته است.جن به معناي چيزي است که پوشيده شده و منظور پوشيده ماندن او از حواس ماست
۲-خصوصيات فيزيکي جن از ديد انسان اعجاب آور است عنصر اصلی وجودي جن آتش است وبه علت نداشتن عنصر خاک در وجودش مانند بارباپاپا مي تواند به هر شکل و اندازه اي تبديل شود و بسياری از چيزها را در يک آن جا به جا کند همچنين سرعت نقل مکان بسيار بالايي دارد مي تواند مثلا ظرف 5 دقيقه فاصله بین لاهور و تهران را طي کرده و برگردد
3-
جن ابزار ساز نيست وبه علت خصوصيات فيزيکي منحصر بفرد قادر است در هر مکان و شرايطي زندگي کند وبراي همين به خانه و مسکن نيازي ندارد زيرا سرما و گرما و باد و بوران بر او کارگر نيست جن به وسايل حمل و نقل بي نياز است و از اينجا مي توان فهميد که جن ها داراي صنعت و تکنولوژي نيستند و شهر و کاشانه اي ندارند مکان معمول زندگي آنها کوه وجنگل و دشت است
۴-جن مانند همه جانداران غذا مصرف می کنداما به مقداري بسيار کمتر از انسان
۵-جن ها مثل انسان جنسيت ونر يا ماده دارندتوليد مثل مي کنند و تشکيل خانواده مي دهند و به صورت جماعت زندگي مي کنند و جامعه ندارند
۶- جن نسبت به انسان زياد عمر مي کند حدود 1000 سال به بالا .جن هايي که در سوره ي جن از آنها نام برده شده که وقتي اولين بار آيات قرآن را شنيدند از شدت ازدحام داشتند بر سر هم خراب مي شدند احتمالا هنوز زنده اند جن ها مانند انسان داناونادان .فرمانده و فرمانبردار ارباب و بنده کافر و متدين شفيق و شرور دارند.وقتي که مردند از بين میروند و نيازي به قبر و گورستان ندارند
۷-جن داراي عقل است اما نه عقل ابزار ساز و عقل فلسفي و خلاقيت هنري .عقل جن به معناي قوه ي ارزيابي امور روزمره يا همان عقل معاش و قوه تشخيص است به اضافه هوشي سرشار اعم از قدرت خواندن فکر و جستجو و يافتن گذشته و آينده
۸-جن ها مانند انسان نامگذاري مي شوند و داراي اسم و رسم و شهرت هستند داراي زبان خاص و قوه تکلم هستند و قادر به فهم زبان آدميان
۹- معروف ترين جن ابليس يا همان شيطان نام دارد که وصف حال او را شنيده ايد که چون بسيار در قرب به حق کوشيد به جايگاه فرشته هاي مقرب رسيداما چون حاضر به سجده بر انسان يعني شريک قرار دادن بر خدا نشد از درگاه رانده شد!!!
-
۱۰طبيعت بين جن و انسان فاصله گذارده است اين پرده عبارت است از شان وجودي آنها و هراس طبيعي هر دو از هم .جن طبيعتا انسان را مي بيند اما انسان جز در شرايط خاص قادر به رويت جن نيست
۱۱-جن در شرايطي قادر به تسخير انسان و انسان در شرايطي قادر به تسخير جن است انسان مسخر شده را مجنون يا ديوانه يا ديو زده و جن تسخير شده را موکل مي نامند گويند خود جنيان بر سه قسمند ديو.جن وپري که از لحاظ مکانی مادون فرشته هستند
۱۲-جن مي تواند در مواردي تربيت شده به انسان خدمت کند چنين سنتي در ميان جنگيران ايران و پاکستان وهند وجود دارد اما به طور کل نه بودا نه دالاي لاما نه اوليا الله و نه عرفا و نه پيامبران هيچکدام به مدد خواستن از موجوداتي که مثل انسان خطا و اشتباه و گناه مي کنند توصيه نکرده اند اما همگی وجود آنها را تاييد کرده اند .
۱۳-جنيان مانند امواج راديويي و ماهواره اي با ما هستند ظاهر نمي شوند اما حاضرمی شوند و بعضی از انها درخانه ها و بدن شخصيت هاي ضعيف رفت و آمد مي کنند يکی از راه های دور کردن جنهاي مزاحم خواندن و آويختن 4 آيه از قران است که با قل شروع مي شوند و بسياری ادعيه که درکتب مختلف وجود دارند.اماراه دورکردن انسان شرورچيست!؟!.
۱۴-جن هابعضی از ما را به شکل همزاد و غير همزاد دوست دارند و کمکمان مي کنند همينطور جواهرات و اشياي قيمتي ما ازجمله انگشترهايي با نگين سنگ (مخصوصا عقيق)را بسيار دوست دارند (ومخصوصا اگر بر آن آيات و اوراد حک شده باشند) اگر دوستمان داشته باشندو سخني باماداشته باشند بيشتربه خوابمان مي ايند و دلسوزی خود را اعلام مي کنند خيلي ازآنها خدمتگذار ارواح اوليا هستند و دست ماراگرفته اندو خيلي ها هم به کرداراکثرآدميان اهل شيطنت.بيشتر آنها بي ضررند و مثل ما گرفتار اين دنيا و درگير و دار تقدير خويشند
۱۵-اماآنان که ماوراي طبيعت و موجوداتش را باور ندارند چند دسته اند :کساني که انچه که نمي بینند را باور ندارند اينها معمولا فقط آنتي تزقصه هاي جن وپري مادربزرگ ها هستند که حتي زحمت دانستن کوچک ترين اطلاعاتي جز نقد داستان گرمابه های تاريک وکوتوله هاي پاسمي و عروسي جن ها رابه خودشان نداده اند اين تيپ آدمها از 7 سالگي که مادر بزرگه داستان هاي جن وپري را براي ترساندن و خواب کردنشان تعريف مي کرده هنوز زير لحاف هستند.و يا اينکه هارد ديسک کوچکشان از مسئله پر شده و ديگر تاب و ياراي درک و پذيرش راز را ندارندمثل من چهارتا کتاب فلسفه مدرن خوانده اند و تمام ماجرا را در همان چهارتا ديده اند.و گروهي که پوچ يا ابسورد هستند کساني که خويش را منکرند چه رسد به ماوراي خويش و گروه آخر کساني که جنها دستشان مي اندازند و در مجالس احضار ارواح در نقش يک روح برايشان شيرين کاري می کنند تا فردا در مدح روح کتاب چاپ کنند و جايزه بگيرند! از دانسته هاي خويش برايتان گفتم قبل از آنکه شما با بهايي گزاف تجربه اش کنيد يا اصلا تجربه اش نکنيد چون راه سهل و ايمنی را پيش رو نداريد !جن براي انسان از انسان خطرناک تر نيست همانطور که انسان براي کوسه از کوسه خطرناک تر است!(در تاريخ بشر حتي يک مورد مرگ انسان به دست جن گزارش نشده در حالي که فقط در دوره حکومت استالين 35 ميليون روس به قتل رسيدند آمار کشتار جنگ هاي مذهبي صليبي و جنگ هاي جهاني و قومي و قبيله اي پيش کش) در حقيقت هيچ چيز هراس ناک تر و هوس ناک تر انسان نيست که به قول توماس هابز انسان گرگ انسان است
۱۶-در کل و بدون در نظر گرفتن موارد خاص انها به ما کاری ندارند ماهم به آنها کاری نداريم ازدود و دم و سر و صداهای شهر و بوی فاضلاب و توالت فراريند مثل ما کارما و مکافات دارند و دست آخر اينکه به عقيده من با تمام اين اوصاف تفاوت اساسی با ما ندارند زيرا که:{آنها هم رنج می کشند


نظر ملاصدرا درباره جن
صدر المتالهين شيرازی معروف به ملا صدرا می نويسد(جن را وجودی در اين جهان حس و وجودی در جهان غيب و تمثيل((عالم مثال))است،اما وجودشان در اين جهان هيچ جسمی که آن را نوعی از لطافت و اعتدال باشد نيست،جز آن که روحی در خور آن و نفسی که از مبدا فعال بر آن اضافه شده است می باشد آنان بدنمای لطيفی دارند که در لطافت و نرمی متوسط بوده و پذيرای جدائی و گرد آمدن است،چون جدا گشت،قوامش نازک و حجمش لطيف گشته و از ديگرن پنهان می گردد


مطالبي در باب جن و ديو و پري

يكي از موجودات ناديدني جن است . جهان ما براي جن قابل رويت و لمس است ولي جهان براي ما انسانها قابل رويت و لمس نيست . اين موجودات به سه گروه پري و جن و ديو تقسيم مي شوند كه در عرض هم و از مخلوقات كره زمين هستند :

1- ديوها پست ترين نژاد ، خاكستري رنگ و خشن اند و چشمانشان حد وسط افقي و عمودي است .

2- جن ها نژاد متوسط و مثل آتش سرخ رنگ هستند ، چشمانشان عمودي است و پاهايشان كوتاه و گرد است چيزي شبيه سم اسب نه اينكه سم واقعي باشد .

3- پري نسبت به آندو از نظر خلقت برتري دارد و پري ها سفيد و بسيار زيبا هستند مثل انسانهاي سفيد پوست چشمانشان مثل چشمان انسان افقي است .

هيكل و شباهت آنها تقريبا به اندازه انسان است ، با اين تفاوت كه ديوها ( غولها) كمي درشت تر و جن ها كمي ريزتر از انسانها هستند و شكل كلي اشان مثل انسان است و دو چشم و دو گوش و دهان و ... دارند.

ديو و جن و پري از هم جدا هستند ، داخل يكديگر مي شوند ولي كاري به كار هم ندارند و بين آنها جنگ و درگيري رخ نمي دهد .

جنيان غذا نمي خورند . استخوان و ضايعات غذاي جنيان است و ممكن است از خوردني ها و آشاميدني ها ي ديگر هم استفاده نمايند . ازدواج هم دارند و بصورت خانوادگي زندگي مي كنند ، جا و مكان برايشان مطرح نيست . نر و ماده دارند ، آلت تناسلي دارند ، جفت گيري مي كنند و مدت بارداري كمتر از انسان دارند و معمولا از هر شكم بيشتر از يك بچه متولد نمي شود .

وضع حمل آنها آسانتر از بشر است ، رشد بچه سريعتر و بلوغ هم دارند ، زاد و ولدشان مثل انسان زياد نيست . طول عمرشان بيشتر از آدمي است مرگ دارند ، جسمشان فنا مي شود و احتياج به قبرستان ندارند .

سرما وگرما و درد ندارند ، اما لذت و خوشي و ناخوشي دارند . الفت خانوادگي و خارجي با هم دارند ، كارو شغل ندارند .

اكثر حيوانات و جانوران آنها را مي بينند و برايشان عادي است از اين رو به آنها حمله نمي كنند و مي توانند خود را به صورت انسان و غير انسان در آورند . آنها پديده هاي بسيار لطيفي هستند و توان انبساط و انقباض خويش را دارند و در حالت عادي در حال انبساطند ، لذا ديده نمي شوند ولي اگر منقبض شوند ، مي توان آنها را ديد . از آنها مي شود عكس گرفت به شرطي كه به اين كار راضي باشند .

به علت نداشتن عنصر خاكي ، قوه طي الارض دارند و در آن واحد مي تونند از يك طرف زمين به طرف ديگر بروند . چون هميشه با ما در ارتباط و تماس هستند به همه زبانهاي ما آشنايي دارند . معايبي دارند بدتر از بشر ولي معايبي كه انسان دارد آنها ندارند . روزي كه خداوند انسان را خلق كرد فاصله اي ميان جنيان و بشر قرار داد كه جنيان بدون اذن خدا اجازه نزديك شدن و آسيب رساندن به آدميان را ندارند و اصولا از طرف خداوند اجازه اذيت كردن مي يابند .

هوش آنها بسيار زياد است و مي تونند افكار را بخوانند ولي آينده انسان را نمي دانند و قوه خلاقه ندارند ، هر چه دارند ذاتي و همان است كه در خلقتشان گذاشته شده است تا به حال چيزي اختراع نكرده اند

حكم فقهي ازدواج انسان با جنيان اين است كه علما در اين باره اختلاف دارند ، عده اي گفته اند : (( جايز نيست ، زيرا اختلاف جنسي موجب امتناع است )) و بعضي ديگر گفته اند : پيامبر نكاح جن را نهي نموده كه اين نهي شامل كراهت هم مي شود . بعضي از مشاهير علماي اهل سنت و جماعت مي گويند : با بودن شرايط نكاح بين انسان و جن و انس ازدواج مانعي ندارد و جايز است .

جن ها داراي روح و نفس هستند ، از بين خودشان پيامبر ندارند و بايستي از دستورات پيامبر آدميان پيروي كنند ، چنانكه عده اي از آنها به حضرت مسيح گرويدند و عده اي ديگر به حضرت محمد (ص) و بعضي از آنها از دستورات خداوند سرپيچي مي كنند . آنها هم خوب و هم بد، ظالم و مومن دارند ، داراي مذاهب گوناگونند .

عبادتشان طبق همان عقيده ديني است كه دارند ، مثلا جن هاي مسلمان نماز مي خوانند و روزه مي گيرند و وظيفه دارند تمام آداب را به جا آورند . به خدمت پيامبر و ائمه هدا مي رسند و مسائل ديني و حلال و حرام خود را مي پرسند . سعد اسكاف مي گويد : به منزل امام باقر (ع) رفتم ... اشخاصي از اتاق امام خارج شدند كه مانند ملخهاي زرد بودند و پوستين در تن داشتند و از زيادي عبادت لاغر شده بودند ... اما فرمودند : آنها برادران ديني تو و از طايفه جن هستند كه به خدمت ما مي آيند و مسائل ديني و حلال و حرام خود را از ما مي پرسند.

خداوند احضار جن و روح را تحريم كرده و آن را از گناهان كبيره مي شمارد ، زيرا انسان را از راه حقيقت دور كرده و به عبادت شيطان وادار مي كند و سر انجام او را تباه خواهد ساخت . قرآن راجع به تسخير جن وشيطان تنها از حضرت سليمان ياد مي كتد كه در سوره انبياء آمده : (( برخي شيطانها براي حضرت سليمان غواصي مي كردند و كارهاي ديگري جز اين انجام ميدادند و ما نگهبان آنها بوديم )).

جن مثل انسان دو نوع است ، مومن و كافر كه مومنان از جن را شيطان نمي گويند ، ولي به كافران آنها اطلاق شيطان شده است .

براي دور كردن جن وشيطان بايد به خدا توسل جست ، جن به محض شنيدن ذكر و ورد فرار مي كند . وقتي « بسم الله » گفته شود ، اثر بد جن هاي كافر خنثي مي شود ، ذكر «بسم الله » در دفع و دور كردن شيطان و جن شرير موقر است .

از اما صادق (ع) نقل شده است : كسي كه سوره جن را تلاوت كند در زندگي دنيا هرگز آسيبي از جن و انس به او نرسد و مورد سحر كيد آنها واقع نشود .

ايه 59 سوره مريم را اگر بنويسند و بشويند و بر جن زده و مصروع بخورانند يا به بازويش ببندند شفا مي يابد .

از حضرت علي (ع) منقول است هر كه در سفر راه را گم كند ، فرياد كند :«يا صالح اغثني» يا بقول حضرت باقر (ع) بگويد : « يا صالح ارشد و نا الي الطريق رحمكم الله » يعني ( يا صالح ما را به راه برسان،رحمت خدا بر تو باد . بدرستي كه از برادران شما از جنيان شخصي است كه صالح نام دارداز براي خدا در شهرها مي گردد، چون صداي شما را بشنود جواب گويد و راهنمايي نمايد .

راوي حديث مي گويد : ما در سفري راه را گم كرديم و شخصي از ما دور شد و فرياد زد به نحوي كه مذكور شد ، سپس برگشت وگفت صداي آهسته شنيدم كه راه از جانب راست


خلقت جن

"و الجان خلقناه من قبل من نار السموم".

راغب در باره كلمه"سموم"گفته: باد داغى است كه اثر سمى دارد.و اصل كلمه"جن"به معناى پوشاندن است، و همين معنا در همه مشتقات كلمه جريان دارد (1) نظير جن، چون از نظر پوشيده است، و مجنة و جنة(سپر)چون آدمى را از شمشير دشمن مى پوشاند، و جنين، و جنان - به فتح جيم - (قلب)، چون از نظرها پنهان است و همچنين در اين جمله قرآن: "جن عليه الليل" (2) و مشتقات ديگر آن، اين معنا جريان دارد.

"جن"طايفه اى از موجوداتند كه بالطبع از حواس ما پنهانند، و مانند خود ماشعور و اراده دارند، و در قرآن كريم بسيار اسمشان برده شده، و كارهاى عجيب و غريب و حركات سريع از قبيل كارهايى كه در داستانهاى سليمان انجام دادند به ايشان نسبت داده شده، و نيز مانند ما مكلف به تكاليفند، و چون ما زندگى و مرگ و حشر دارند و همه اينها از بسيارى از آيات متفرق قرآنى استفاده مى شود.

و اما"جان"و اينكه آيا جان هم همان جن است و يا به گفته ابن عباس (3) پدرجن است همانطور كه آدم پدر بشر مى باشد، و همان ابليس است، و يابه گفته راغب (5) نسل جنى ابليس و يا نوع مخصوصى از جن است، اقوال مختلفى است كه بيشترش بى دليل است.

آنچه كه تدبر در آيات قرآن كريم به دست مى دهد اين است كه در دو آيه موردبحث"جان"را مقابل"انس"گرفته و آن دو را دو نوع گرفته، و همين دو نوع گرفتن آن دو دليل و يا حداقل اشاره دارد بر اينكه يك نوع ارتباطى در خلقت آن دو هست، ونظير دو آيه مورد بحث، آيه"خلق الانسان من صلصال كالفخار و خلق الجان من مارج من نار" (6) است.

سياق آيات مورد بحث هم خالى از دلالت بر اين معنا نيست كه ابليس از جنس جن بوده، و گر نه جمله"و الجان خلقناه من قبل..."لغو مى شد.در جاى ديگر ازكلام خود هم فرموده كه ابليس از جن بود، و آن آيه"كان من الجن ففسق عن امر ربه" (7) است، از اين آيه به خوبى بر مى آيد كه جان(در آيه مورد بحث)همان جن بوده، و يايك نوعى از انواع آن بوده، در غير اين دو آيه ديگر اسمى از جان برده نشده، و هر جابحثى از موجود مقابل انسان اسمى رفته به عنوان جن بوده، حتى در مواردى كه عموميت كلام، ابليس و همجنسان او را هم مى گرفته - مانند آيه"شياطين الانس و الجن" (8) و آيه"و حق عليهم القول فى امم قد خلت من قبلهم من الجن و الانس" (9) و آيه"سنفرغ لكم ايه الثقلان" (10) و آيه"يا معشر الجن و الانس ان استطعتم ان تنفذوا من اقطار السموات و الارض فانفذوا" (11) - به لفظ جن تعبير شده است.

و ظاهر اين آيات با در نظر گرفتن اينكه ميان انسان و جان در يكى، و انسان وجن در ديگرى مقابله افتاده اين است كه جن و جان هر دو يكى باشد و تنها تعبير دو تااست.

و نيز ظاهر مقابله اى كه ميان جمله"و لقد خلقنا الانسان..."و جمله"و خلقنا الجان من قبل..."برقرار شده اين است كه همانطور كه جمله اولى در صددبيان اصل خلقت بشر است، جمله دومى هم در مقام بيان همين معنا باشد.پس نتيجه اين مى شود كه خلقت جان در آغاز از آتشى زهرآگين بوده است.

حال آيا نسلهاى بعدى جان هم مانند فرد اولشان از نار سموم بوده، بخلاف آدمى كه فرد اولش از صلصال و افراد بعدش از نطفه او، و يا جن هم مانند بشر است، از كلام خداى سبحان نمى توان استفاده كرد، زيرا كلام خدا از بيان اين جهت خالى است.تنهاچيزى كه در آن بچشم مى خورد و مى توان از آن استشمام پاسخى از اين سؤال نمود، اين است كه يك جا براى شيطان ذريه سراغ داده و فرموده: "ا فتتخذونه و ذريته اولياء من دونى" (12) و جاى ديگر هم نسبت مرگ و مير به آنها داده و فرموده: "قد خلت من قبلهم من الجن و الانس" (13) .

و از اين دو نشانى مى توان فهميد كه تناسل در ميان جن نيز جارى است، زيرامعهود و مالوف از هر جاندارى كه ذريه و مرگ و مير دارد، اين است كه تناسل هم داشته باشد، چيزى كه هست اين سؤال بدون جواب مى ماند كه آيا تناسل جن هم مانند انس و ساير جانداران با عمل آميزش انجام مى يابد و يا به وسيله ديگرى؟.

در جمله"خلقناه من قبل"اضافه قطع شده و تقدير: "من قبل خلق الانسان"بوده، و چون قرينه مقابله دو خلقت در كار بوده از ذكر مضاف اليه صرف نظر شده است.

و اگر در آيه مورد بحث مبدا خلقت جن از نار سموم دانسته شده، با آيه سوره الرحمن كه آن را"مارجى از نار"ناميده و فرموده: "و خلق الجان من مارج من نار"منافات ندارد، زيرا مارج از آتش، شعله ايست كه همراه دود باشد، پس دو آيه در مجموع مبدا خلقت جن را باد سمومى معرفى مى كند كه مشتعل گشته و به صورت مارجى ازآتش در آمده.

معناى كلمه"بشر"و نكته اى كه در التفات از تكلم به غيب در آيه: "و اذا قال ربك"هست

پس معناى دو آيه اين مى شود: سوگند مى خوريم كه ما خلقت نوع آدمى را ازگلى خشكيده كه قبلا گلى روان و متغير و متعفن بود آغاز كرديم، و نوع جن را از بادى بسيار داغ خلق كرديم كه از شدت داغى مشتعل گشته و آتش شده بود.

پى نوشتها:

(1)مفردات راغب ماده"سمم".

(2)شب پرده بر او پوشانيد.سوره انعام، آيه 76.

(3)تفسير ابن عباس، ص 217 و مجمع البيان، ج 6، ص 334.

(4)مجمع البيان، ج 6، ص 334 و تفسير فخر رازى، ج 19، ص 180.

(5)مفردات راغب، ماده"جن".

(6)انسان را از گل خشكيده چون سفال و جن را از آتشى زبانه دار آفريد.سوره الرحمن، آيه 14 و 15.

(7)از جن بود پس از امر پروردگارش سر باز زد.سوره كهف، آيه 50.

(8)سوره انعام آيه 12.

(9)وعده عذاب خدا بر كفار در امتهاى گذشته از جن و انس عملى شد.سوره فصلت، آيه 25.

(10)به زودى به كار شما مى پردازيم اى جن و انس.سوره الرحمن، آيه 31.

(11)اى گروه جن و انس اگر مى توانيد كه به اطراف و نواحى زمين و آسمانها نفوذ كنيد، بكنيد سوره الرحمن، آيه 33.

(12)آيا به جاى من، شيطان و ذريه او را اولياء خود مى گيريد؟سوره كهف، آيه 50.

(13)قبل از ايشان اقوامى از جن و انس بودند كه از بين رفتند.سوره فصلت، آيه 25.

ترجمه تفسير الميزان جلد 12 صفحه 223 علامه طباطبايى رضوان الله تعالى عليه

مكان جنيان
از آنجايی كه نوع خلقت جنيان با انسانها و حيوانات متفاوت است، واضح است كه مكان زندگی آنها نيز متناسب با نوع خلقت آنها باشد، ولی آن مكانها كجاست. در بين عوام شايع است كه زيرزمينها، جاهای تاريك و مرطوب مانند حمامها، چاهها و عمق جنگلها جايگاه جنيان است. اما بررسی ها حاكی از آن است كه قطعا آنها در جايی زندگی میكنند كه از انسانها به دور باشند. در روايتی از امام صادق (ع) نقل شده كه: «در وادی شقره (بيابانی كه رنگ خاكش سرخ مايل به زرد است) نماز نخوان، زيرا در آن جا منازل جن است.» (وسائل الشيعه، ص ۴۵۲) قابل ذكر است يكی از معروفترين مساجد مكه با نام «مسجد الجن» در غرب شهر مكه محل نزول جنيان در مكه است و مستحب است حاجيان در آن مسجد رفته و دو ركعت نماز به جا آورند.

توليد مثل جنيان
آنچه مسلم است اين است كه بنابر ذات وجودی جنيان آنها نيز مانند انسان دارای غريزه جنسی بوده و توالد و تناسل دارند و لازمه ادامه و بقای نسلشان آميزش جنس مونث و مذكر است، اما اين سوال كه آيا آنها هم مانند انسانها و يا ساير جانداران با عمل لقاح
و تشكيل نطفه تولد میيابند، چيزی نيست كه از كلام خداوند بتوان استنباط كرد ولی ابن عربی در فتوحات گفته است: «تناسل بشر به القای آب نطفه در رحم است و تناسل جن به القای هوا در رحم اثنی (جنس ماده) میباشد». (جن و شيطان ص ۵۷)
روايتی است از بخشی از وصيت حضرت رسول (ص) به اميرالمومنين (ع) كه فرمود: «ای علي، در شب اول، وسط و آخر ماه آميزش مكن و... همانا جنيان در اين سه شب به پيش زنان خويش (برای مقاربت) میروند». (وسائل الشيعه، ص ۹۱) و در آيه ای برای وصف حوريان بهشتی آمده است: «حوريان بهشتی را قبل از شوهرانشان، نه آدمی و نه جن دست زده است». (سوره الرحمن، آيه ۵۶ و ۷۴)


خواب جنيان
«
الله خدايی است كه هيچ خدايی جز او نيست. زنده و پاينده است. نه خواب سبك او را در برمی گيرد و نه خواب سنگين». (سوره بقره، آيه ۲۵۵) و از حضرت صادق (ع) روايت است كه میفرمايند: «به غير از خداوند متعال همه خواب دارند، حتی فرشتگان». (ميزان الحكمه، ص ۲۵) و حديثی است از رسول خدا(ص) كه میفرمايند: «خواب به چهار گونه است، پيامبران به پشت میخوابند، مومنين به دست راست، كافرين و منافقين به دست چپ و شياطين به رو میخوابند». (شيخ حر عاملي، ص ۱۰۶۷) آنچه از اين مطالب میتوان دريافت اين است كه به غير از ذات اقدس الهی همه موجودات دارای خواب هستند.


مرگ جنيان
جنيان نيز مانند هر جانداری همان طور كه دارای حيات هستند مرگ هم شامل حالشان میشود. چنان كه در قرآن كريم آمده: «و بر آنها (خطا كاران) نيز همانند پيشينيانشان از جن و انس عذاب مقرر شد». (سوره فصلت، آيه ۲۵)

برچسب: نویسنده: ایران تاريخ: سه شنبه 27 اسفند 1387 ساعت: 0:0

تاثیر سنگهای قیمتی دردرمان بیماریهای جسمی


تاثیر سنگهای قیمتی دردرمان بیماریهای جسمی

آکوامارین افزایش قدرت بیان و ضریب هوشی-بسیار سودمند برای هنرمندان و موسیقی دانان

ابسیدین رنگین کمان درمان منفی بافی و حساس بودن بیش از حد- کنترل ضربه های احساسی

ابسیدین لکه برفی افزایش قدرت بیان – محافظت در برابر تشویش و اضطراب- بر طرف کننده ی افسردگی

آمازونیت ایجاد انرژیحیاتی و جنب و جوش در طول زندگی

کهربا ایجاد تعادل درونی-افزایش قدرت اراده

آمتیست پرورش نیروی خلاقیت و ابتکار – افزایش شهامت-محافظت در برابر فشار عصبی شدید

اوان تورین کاهش فشار عصبی- تعادل بخشیدن به احساسات- افزایش استقلال فردی- کمک به شفافیت ذهن

پریدوت محافظت در برابر تاثیرات منفی اطرافیان- تقویت بینش (بصیرت) – مقابله با غم و اندوه

توپاز آبی تقویت تنفس- افزایش انعطاف پذیری عاطفی- ایده آل برای هنر مندان و موسیقی دانان

تورمالین محافظت کلی از شخص- بهبود روابط اجتماعی- افزایش شور و نشاط زندگی

چشم ببر از بین بردن احساسات ناخواسته ? ایجاد تعادل در نیازهای مادی و جسمی

رودونیت تقویت اعتماد به نفس ? حفظ نیروی جوانی ? تقویت حافظه ? آرام نمودن ذهن

سنگ سلیمان (اونیکس) افزایش شهامت ? کمک به کشف حقایق ? بر طرف نمودن استرس و افسردگی

سنگ کریستال محافظت در برابر نیرو های منفی ? تاثیر مناسب برای مدیتیشن

سنگ لاجورد تقویت بیان ? کاهش استرس و درمان افسردگی

سودالیت ایجاد نظم و هماهنگی درونی ? شهامت و توان برقراری ارتباط با اطرافیان

سیترین مقابله با افسردگی ? بهبود نگرش به زندگی

عقیق آبی تقویت نفس ? افزایش شهامت ? تقویت تمرکز ? شادی بخش

عقیق خزه ای مقابله با افسردگی ? حفظ تعادل ذهنی و عاطفی

کارنلین شادی بخش ? گرمی در برخورد و اجتماعی بودن ? تقویت تمرکز ? ایجاد تعادل روانی

فلوریت از بین برنده تشویش و اضطراب

فیروزه تقویت بنیه? محافظت در برابر انرژی های منفی? بهبود ارتباطات اجتماعی

کوارتز دودی افزایش خلاقیت و نشاط? ایجاد تعادل در احساسات

کوارتز صورتی افزایش اعتماد به نفس و تقویت قدرت بیان و خلاقیت? ایجاد آرامش و آسودگی

گارنت ایجاد نشاط و انرژی زندگی? مناسب برای مدیتیشن

لابرادوریت شادی بخش? مقابله با افسردگی?تقویت سیستم ایمنی بدن

مالاکیت بر طرف کننده ی فشار عصبی?افزایش قدرت بیان

مرجان درمان افسردگی? تقویت کننده ی قلب? ایجاد آرامش? ایجاد مقاومت و انعطاف پذیری

هماتیت افزایش اعتماد به نفس

جید ایجاد آرامش و خونسردی?افزایش توانایی بیان

ژاسپر قرمز کاهش استرس? افزایش تحمل و بردباری

تاثیر سنگهای قیمتی دردرمان بیماریهای جسمی

آ:

آرتروز : یاقوت کبود ، کهربا

التهاب مفاصل : کهربا

التهاب سینوس های فکی : یاقوت کبود ، فیروزه،آکومارین

آسم : کهربا ، زبر جد طلایی

آفت : کهربا ، یشم

آلرژی ها: کهربا،آوانتورین ،پریدوت،زیرکون

احساس ضعف و ناتوانی : یاقوت ، کریستال سنگ

اختلال گردش خون : یاقوت

اگزما : کهربا

التهاب روده و معده : یشم ، عقیق سرخ

افزایش انرژی جسمانی : یاقوت ریال کریستال سنگ

افزایش باروری : زبرجد و یشم

اختلالات ستون مهره ها : کهربا، کریستال سنگ ، زبرجد طلایی

انحرافات ستون مهره ها : کهربا ، عقیق سیاه

افزایش شیر مادران : عقیق سفید

اختلالات ضربان قلب: یاقوت

آبله مرغان:زبرجد،مروارید

آکنه:آوانتورین،پریدوت

آنژین: آکوامارین،کوارتزسرخ،کهربا

اسهال خونی:زمرد

استفراغ:زمرد،لاجورد،کلسدونی

التهاب تاندونها:کهربا،کلسیت سبز

التهاب معده وروده:پیریت ،یشم ،عقیق سرخ

آبسه :کهربا،کوارتزصورتی،نارسنگ

آب مروارید:زبرجدآبی،کونزیت،چشم شاهین،زمرد

آروغ وترش کردن:زمرد،کوارتزسرخ،یاقوت زرد

آلت تناسلی(بیماریها): نارسنگ،آمیتیست،روبلیت

آمبولی(انسدادرگها):آمیتیست،کونزیت

آندوکاریت(التهاب حفره ای که منافذ قلب را می پوشاند):یاقوت، الماس

آنورکسی(کمبودموادمغذی):لاجورد،کوارتز صورتی، عقیق

اشعه ها:کریستال سنگ، شورل(تورمالین سیاه)، مالاکیت،فیروزه

اختلالات گردش خون:یاقوت،تورمالین،آمیتیست،تورمالین سبز،نارسنگ(گارنت)

اسپرم سازی: الماس

اسهال ها (قولنج): کریستال سنگ،منیزیت،یشم سرخ، شورل(تورمالین سیاه)

التهابات ریشه دندان:کهربا، مالاکیت،آکوامارین

التهابات گلو،لوزه ها:آکوامارین،کریزوکولا،فیروزه،زبرجد

التهابات بخش دماغی ودهانی درحیوانات:عقیق سرخ، کوارتزصورتی

التهاب مغز:یاقوت کبود،مروارید،عقیق، الماس

ایدز:سوژیلیت،تورمالین ،آکوامارین،هماتیت

اوریون:زبرجدآبی،اکوامارین

آلزایمر:تورمالین ،انیکس،سوژیلیت

ب:

بیماریهای مغز استخوان : زبرجد

برونشیت(کلی): یاقوت ، کهربا ، فیروزه

برونشیت(حاد):کوارتز سرخ،پیریت،کریزوپراز

برونشیت(مزمن):کهربا،کوارتزسرخ،فیروزه،آکوامارین،کریزوکولا،مروارید

بیماریهای کودکان :مالاکیت،یاقوت،زمرد،تورمالین

بیماریهای ویروسی:سوژیلیت،رودوکروزیت،یاقوت،زیرکون

بینی مسدود شده:کهربا

بی اشتهایی : زبر جد آبی

بیماری های روده بزرگ : زبرجد طلایی ، عقیق خزه

بیماریهای روده کوچک : عقیق ، یشم ، سرخ

بیماریهای کلیه : یشم ، عقیق سرخ ، فیروزه

بیماریهای تنفسی:آکوامارین

بواسیر:هماتیت،منیزیت

بیضه ها(التهاب): الماس،مروارید،یاقوت کبود

بیضه ها(سرطان):تورمالین سیاه ،سوژیلیت،رودوکروزیت

باروری(زیادکردن):کریزوپراز،نارسنگ،سنگ ماه،زبرجد،مالاکیت،یشم،روبلیت

پ:

پارکینسون:کونزیت

پاها(رفع خستگی):عقیق سیاه،کریستال سنگ،یشم

پاها( رفع سردی):عقیق سیاه

پاهای ورم کرده:کهربا،هماتیت

پروستات:شورل،کریزوپراز،عقیق،کوارتزدودی

پشت(درد رباط ها):کریستال سنگ، مانیتیت، کلسیت

پشت(دردها):کریستال سنگ،کهربا،یاقوت کبود

پشت(مشکلات مربوط به مهره ها):کلسیت،منیزیت،هماتیت،فیروزه

پوست(تحریکات پوست):کهربا،پریدوت،تورمالین

پوست(بثورات پوستی):آوانتورین،کهربا،کریستال سنگ،پریدوت

پیری وضعف وناتوانی در پیری:کورال(مرجان)

پیری زودرس:الماس،یاقوت کبود، زمرد

پیشگیری از سرطان:تورمالین

ت:

تاندونها(پارگی):کلسیت سبز

تب یونجه:کهربا،کوارتزسرخ،زیرکون،عقیق سرخ

تخمدان ها(التهاب)عقیق سرخ،کوارتز صورتی

تخمدان ها(تومورها):عقیق سرخ،تورمالین سیاه

ترشحات زنانگی :الماس

تهوع:یشم،کریستال سنگ

تورم پاها : کهربا

تبخال : کهربا ، زبر جد ،لاجورد،تورمالین،نارسنگ

تنظیم قند خون : یشم سرخ

تصلب شرایین : کهربا

تقویت عضلات : کهربا ، یاقوت ، فیروزه ، عقیق سیاه ، زبرجد ، یشم

تیروئید: کریستال سنگ

تپش قلب : زبرجد آبی

تقویت عروق خون رسان قلب: یاقوت لاجورد

تقویت کبد : یشم ، عقیق سرخ ، زبرجد آبی ، یاقوت کبود

تقویت رباط ها: کریستال سنگ ، کهربا

ترک سیگار : عقیق سرخ

تقویت مغز : کریستال سنگ

تحریک رشد : کهربا

تقویت قلب و جریان خون بهبود پس از عمل جراحی:اونیکس

ر،ز،د،ذ:

ریزش مو: یاقوت کبود، لاجورد

رشد جنین : عقیق خزه ، عقیق نارنجی

رفع حستگی چشم و تقویت بینایی : کریستال سنگ

رفع انسداد انرژی و درمان چاقی : کریستال سنگ

رفع ناراحتی های گردن:آکوامارین

راشیتیسم:یاقوت ،کریستال سنگ

رشد(تحریک):کلسیت،کهربا،سنگ ماه

رماتیسم: کریزوکول،کهربا،مالاکیت

روده(عفونت):کوارتز سرخ،پریدوت

روده(سرطان):برروی همه چاکراها به طورمعمولی یشم ،تورمالین

روده (انسداد):زمرد

روده بزرگ (بیماریها):زبرجدطلایی،کوارتزصورتی،کلسیت،عقیق خزه

روده کوچک(عفونت):یشم سرخ،تورمالین،کوارتز دودی

ریه ها(التهابات): منیزیت،کهربا

ریه ها(بیماری ها): کهربا،پیریت،کوارتزسرخ،فیروزه

زکام( سرماخوردگی که باعث تب وسرفه می شود"نزله") : زبرجد

زکام:کوارتزسرخ، شورل،فیروزه،یاقوت

زگیل : فیروزه ، لاجورد،زمرد،کورال(مرجان)

زونا: کهربا، یاقوت کبود،آکوامارین،تورمالین

زایمان(راحت وسریع):یشم ،یشم سرخ، کریزوپراز

زخم اثنی عشر:زمرد

زخم معده:کریستال سنگ،مالاکیت،یاقوت کبود،کوارتزدودی

درد قلب: یاقوت

درمان التهاب سینوس پیشانی : عقیق خزه ، کهربا

درد سیاهرگ ها : عقیق سرخ

دفع سنگ کلیه و مثانه : عقیق سرخ ، فیروزه

دفع سنگ کیسه صفرا : یشم

درمان زخم ها : کهربا ، عقیق سرخ

دردهای زنانگی:عقیق سرخ،مالاکیت

دردهای زیرشکم:یشم سرخ،عقیق سرخ،کوارتز صورتی

دردفتق:یشم سرخ،کوارتزدودی،عقیق سیاه

دستهای ورم کرده:آکوامارین،سنگ ماه

دل بهم خوردگی:کلسدوئن

دمل وکورک:کهربا،نارسنگ،یاقوت کبود،آمیتیست

دندان(پوسیدگی):کلسیت

دندان های شیری:کهربا

دهان(التهاب مخاط دهان):زمرد

دیابت:سیترین،الماس،سودالیت،زمرد،پیریت

دیسک مهرها:کریستال سنگ،هماتیت،کلسیت،زمرد

دیفتری:لاجورد،آکوامارین

دمل و کورک : کهربا ، یاقوت کبود

درمان ضعف اعصاب: یشم و زبر جد طلایی

درد صورت : کهربا

درد اعصاب : یشم ، زبرجد طلایی ، یاقوت کبود

دفع انگل:سوژیلیت

ذات الریه:مالاکیت ، کوارتزسرخ، فیروزه،یاقوت کبود

ح،خ،ج:

خواب گردی : عقیق

خارش پوست: کهربا ، یاقوت کبود

خستگی : کربستال سنگ ،هماتیت

خستگی و سردی پاها: عقیق سیاه ،کریستال سنگ ، یشم

خستگی بیش از حد درسی:آمیتیست،آزورین،فلوئورین

خواب(بی خوابی):آمیتیست،یاقوت کبود، کوارتز صورتی

خواب(خوابگردی):عقیق ،کوارتز صورتی

خواب بریده بریده: کوارتز صورتی،سودالیت،کواتزسرخ

خون داخل ادرار: عقیق سرخ

خون (سرطان):تورمالین، سوژیلیت،یاقوت،نارسنگ

خون(تصفیه):آمیتیست،یاقوت،رودوکروزیت،نارسنگ،هماتیت

خون(مسمومیت):عقیق سرخ،رودوکروزیت،سوژیلیت

خون(قند):یشم سرخ

خون دماغ:عقیق سرخ،کریستال سنگ،یاقوت کبود

خونریزی های زیاد وسخت:یشم ، مروارید

حفظ بینایی : یاقوت کبود

حساسیت:رودونیت،الکساندریت

حساسیت به تغییرات جوی:آکوامارین، یشم قرمز، عقیق سیاه

حساسیت فوق العاده:کلسدوئن، سودالیت

حساسیت(زودرنجی):کوارتزصورتی، کونزیت، پریدوت

حملات تب:عقیق سرخ

حنجره(التهاب):یاقوت کبود،پیریت ، کهربا

حنجره(سرطان):رودوکروزیت،شورل

جلوگیری از پیری زود رس پوست : الماس ، یاقوت کبود

جریان خون درمنافذ پوست:آمیتیست،کونزیت

جنون(دیوانگی):کونزیت،سنگ ماه ،یاقوت

جوشهای سرسیاه:آوانتورین،پریدوت

چربی بیش از حد:تورمالین ،منیزیت،یشم،سیترین

چشایی(محرک):زبرجدطلایی،تورمالین

چشم(تقویت)زمرد،کریستال سنگ

چشم(ورم ،ملتحمه):مروارید،زمرد

چشم(کبود):زمرد

چشم(عفونت):زمرد،چشم شاهین

چشم (دردها): زمرد،سودالیت

چشم(اشک ریزان):آکوامارین،لاجورد،اونیکس

چشم سوم(نیروبخشیدن):آزوریت، لاجورد، سودالیت

چشم سوم(بازشدن):لاجورد،آزوریت

چشم شور(چشم بد):فیروزه،کهربا،کهربای سیاه،تورمالین سیاه(شورل)

حافظه(تمرکز):چشم ببر،آزوریت

حافظه(ضعف):فلوئورین،زمرد

حافظه(فقدان):فلوئورین

حاملگی:یشم

تهوع:یشم

س،ش:

سیاتیک : یاقوت کبود ، کهربا ، عقیق سرخ،کلسیت

سوختگی : کریستال سنگ ، آمیتیست،کریزوکولا،کلسیت سبز، هماتیت

سیاه سرفه : زبرجد ابی ، فیروزه ، کهربا

سر درد: عقیق ، کریستال سنگ ، یاقوت کبود

سر دردهای پشت سر: زبرجد

سر دردهای پیشانی: یاقوت کبود

سرفه : کهربا ، فیروزه

سرگیجه : کریستال سنگ

سرما خوردگی : فیروزه

سکته : لاجورد ، الماس

ستون فقرات(انحراف)=اسکولیوز:کهربا،تورمالین ،عقیق سیاه

ستون فقرات(اشکالات رباط ها): کریستال سنگ، کلسیت، منیتیت، هماتیت، زمرد

سرخک:فیروزه،زمرد،مروارید

سرطان:سوژیلیت، تورمالین سیاه،تورمالین سبز، کوارتز دودی

سرطان پوست:زمرد،آمیتیست

سرفه:کهربا،چشم ببر، فیروزه، کوارتزسرخ

سرگیجه:کریستال سنگ،یاقوت کبود،تورمالین ،آمیتیست

سل:تورمالین صورتی،سنگ ماه ،زیرکون،مس ،آمیتیست،مانیتیت

سنگ کلیه، مثانه: عقیق سرخ،کوارتز سرخ،فیروزه

سنگ کیسه صفرا: زمرد، یشم ، کورال(مرجان)

سیاهرگها(درد):آمیتیست،تورمالین،عقیق سرخ

سیاهرگها(تنگی):تورمالین،کونزیت

سیستم ا

برچسب: نویسنده: ایران تاريخ: دوشنبه 26 اسفند 1387 ساعت: 23:57

آموزشهای یاهو مسنجر


آموزشهای یاهو مسنجر

لگین کردن همزمان با چندین آیدی بدون نرم افزار

چگونه در ياهو مسنجر با هك مقابله كنيم؟

آي دي ياهو خود رو هميشه آنلاين نگاه داريد !

انتقال Add List از یک آی دی به آی دی دیگر

آموزش حذف يك id ياهو از سرور ياهو

لگین کردن همزمان با چندین آیدی بدون نرم افزار

در این ترفند شما میتوانید بدون استفاده از هیچ نرم افزاری به طور همزمان چندین Yahoo Messenger را باز کرده و در هر کدام با یک ID متفاوت وارد شوید. (این ترفند برای تمام نسخه ها و آخرین نسخه که 9 میباشد جواب میدهد)

1 - از منوی Start پنجره ی Run را باز کرده و regedit را تایپ کنید
2 - در پنجره باز شده از سمت چپ به قسمت زیر بروید:

HKEY_CURRENT_ USER ——–> Software —>yahoo —–>pager—->Test

3 - در سمت راست در جای خالی right click کرده و new Dword value را انتخاب کنید
4 - و نام آن را Plural بگذارید
5 - روی آن Double click کرده و مقدار 1 را بدهید و Decimal را انتخاب کرده Ok کنید و از Registry Editor خارج شوید

کار با موفقیت انجام شد و حال میتوانید یک یاهو مسنجر را باز کرده و با یکی از ID های خودتان وارد شوید و بعد یاهو مسنجر دیگری باز کنید و با ID دیگری وارد شید.

توجه : قبل از login کردن یاهو مسنجر دیگری را باز نکنید.

چگونه در ياهو مسنجر با هك مقابله كنيم؟

معمول ترين و آسانترين راه برای هكران، هك در ياهو مسنجر است!

چگونه در ياهو مسنجر با هك مقابله كنيم؟

در ياهو مسنجر جديد براي مقابله با هك تنظيمات مناسب جدي را در اختيار قرار داده است

براي فعال كردن آن مي بايستي

1- گزينه Messenger را در ياهو مسنجر انتخاب كنيد.

2- روي گزينه preferences ... كليك نماييد.

3- در صفحه اي كه باز مي شود در قسمت Coection گزينه firewall with no proxies را انتخاب كنيد.

4- سپس ok كنيد.

5- از ياهو مسنجر خارج شده دوبارهlogin نماييد.

اكنون ياهو مسنجر شما داراي firwall مي باشد.

نكات ايمني براي مقابله با هك

1- از دريافت فايل هاي ناشناس جدداً خودداري كنيد.

2- چنانچه فايلي دريافت كرديد قبل از اجرا، راست كليك كرده و با مطالعه properties از نوع فايل مطمئن باشيد فايل اجرايي نمي باشد.

3- عكس هاي غالباً با پسوند .jpg و .gif مي باشد. در صورتي كه پسوند هاي مشكوك و يا اجرايي مانند .exe داشت با shift+delet آن را پاك كنيد.

4- از voice chat بپرهيزيد.

5- چنانچه به شخصي مشكوك هستيد يا ايجاد مزاحمت مي نمايد id شخص را به هيچ وجه add نكرده و در صورت add بودن delet كنيد و سپس ignore نماييد.

آي دي ياهو خود رو هميشه آنلاين نگاه داريد !

براي اينكه شما بتونيد ID خود را براي همبشه (در هنگام وصل نبودن به اينترنت ) روشن نگاه داريد بايد كارهاي زير را انجام دهيد :

1) با ياهو مسنجر آنلاين شويد .

2) به قسمت Messenger برويد .

3) گزينه Preferences را انتخاب نماييد.

4) در جدول باز شده از ليست سمت چپ گزينه Coection را انتخاب نماييد .

5) در اين قسمت گزينه را از No proxies به Firewall With No proxies تغيير دهيد.و بعد Apply و Ok كنيد.

6) و در هنگام خارج شدن از مسنجر در كنار ساعت ويندوز ياهو مسنجر را Exit كنيد .

با همين كار ساده شما مي توانيد هميشه خود را Online نگه داريد.

انتقال Add List از یک آی دی به آی دی دیگر

ابتدا باید ID جدیدتون رو در لیست دوستان ID قبلی Add کنید . سپس کلیدهای CTRL + Shift +M رو بفشارید حالا از این پنجره باز شده ID هایی که دوست دارید Add کنید رو انتخاب کنید و اگر همه رو می خواید Select All رو انتخاب کنید .. بعدش ok ...

خوب حالا وارد ID جدیدتون بشید و پیغامی که از ID سابقتون اومده رو نکاه کنید

View Contacts رو انتخاب كنيد تا ليست ID ها خودتون رو مشا هده کنید Next را بزنید و مثل Add کردن یک ID معمولی ادامه بدین .

آموزش حذف يك id ياهو از سرور ياهو

براي حذف آي دي ياهو خود بر روي سرور ياهو بر روي لينك زير كليك كنيد و يوزر و پسورد خود را بزنيد و وارد شويد .فقط . يادتون باشه كه تمامي چيزهايي كه به اين اي دي مربوط هست نيز پاك خواهد شد. حتي شايد آي دي شما هم پاك شود

مسوليت اين كار با خود شماست و اين سايت هيچ مسوليتي نميپذيرد

https://edit.yahoo.com/config/delete_user

برچسب: نویسنده: ایران تاريخ: دوشنبه 26 اسفند 1387 ساعت: 23:53

اعجاز نام حضرت محمد (ص)


اعجاز نام حضرت محمد (ص)

از اعجاز نام حضرت محمد (ص) وحضرت علي (ع) يکي از رازهاي مهم نهفته در نام پيامبراسلام محمد مصطفي (ص) برابري نام پيامبر با دين اوست از رازهاي مهم نهفته در نام پيامبراسلام محمد مصطفي (ص) برابري نام پيامبر با دين اوست بنده معتقدم بهترين مخلوقات بايد بهترین اسم را هم داشته باشند که چنین می باشد نام محمد(ص) همانند معنی اسم خود ستوده شده در جهان و جهانیان می باشد

برای مشخص شدن رابطه اسم پيامبر با دين او باید ببینیم که اسم محمد(ص) چه رابطه ای با کلمه اسلام دارد.

شما اگر اسم محمد (ص) را با توجه به تلفظ آن بنويسيد محممد نوشته می شود که در نگارش املایی میم دوم مشدد می شود. کلمه محمد درابجد بصورت زیر به عدد در می آید: م = 40 ح = 8 م =40 م = 40 د = 4 » جمع اینها به ابجدی مساوی 132 کلمه اسلام هم درابجد بصورت زیر به عدد در می آید: ا = 1 س = 60 ل = 30 ا =1 م = 40 » جمع اینها به ابجدی مساوی132 ببينيد چقدر ظریف و دقیق می باشد اسم مبارک محمد (ص) و کلمه اسلام هر دو مساوی عدد 132 می شوند بنده این را از معجزات الهی می دانم. يك روش دیگر هم همینطوربه عدد 132 می رسد : کلمه محمد(ص) را به صورت ملفوظی بنویسید = (م ی م) (ح ا ) (م ی م ) (د ا ل) به حروف اول هر حرف ملفوظی زبر و حرف دومی و یا سومی را بینات می گویند حال شما بینات اسم محمد (ص) به ابجد جمع نمایید: (ی = 10 م =40) (ا = 1) (ی = 10 م =40) (ا = 1 ل = 30) » جمع اینها مساوی 132 پس اسم محمد(ص) از طریق استخراج بینات هم مساوی اسلام (132) می باشد . الحمدالله رب العالمین

اعجاز نام حضرت علي(ع)

حال بنده با عنايت و لطف خدا مي خواهم از همين روش از نام مبارک علي (ع) يک عدد را استخراج نمايم که اين عدد مساوي عددي يک کلمه است . اگر همه مسلمان درزمان حیات پیامبر اسلام و بعد از رحلت آن حضرت و درهمه زمان و زمان حال اگر اين کلمه در وجود مسلمانان بود امروز تمام جهان همه به دین اسلام واقعی شیع 12 امامی بوده اند ولی متاسفانه این کلمه در درون همه مسلمانان ایجاد نشده است. اسم مبارک حضرت علی (ع) را به صورت ملفوظی بنویسید = (ع ی ن) (ل ا م ) (ی ا) حال اگر شما بینات اسم علی (ع) را به ابجد جمع نمایید: (ی = 10 ن = 50) (ا =1 م = 40) (ا =1) » جمع اینها به ابجدی مساوی 102 کلمه ایمان هم درابجد بصورت زیر به عدد در می آید: ا = 1 ی = 10 م = 40 ا = 1 ن = 50 » جمع ایمان هم به ابجدی مساوی 102می شود ببینید چقدر ظریف و دقیق می باشد اسم مبارک علی (ع) و کلمه ایمان هر دو مساوی عدد 102 می شوند. چنانچه می دانیم رابطه بین پیامبرمحمد(ص) و اسلام واضع و روشن است اما شما می خواهید بدانیدعلی (ع) و ایمان این دو علاوه بر اشتراک عددی با هم درعالم معنی هم رابطه دارند. می دانید هر فرد برای مسلمان شدن با شهادت دادن به توحید اشهد ان لا اله الا الله و پیامبری خاتم رسولان اشهد ان محمد(ص) رسول الله فرد به دین اسلام یا به عبارتی مسلمان میشود اما برای ورود به ایمان علاوه بر اسلام باید به جانشینان پیامبراسلام هم شهادت داد اشهد ان علی (ع) ولی الله که اولین آن حضرت علی (ع) و آخرین او حضرت مهدی(عج) صاحب الزمان می باشد. خدا در قرآن به مسلمانان می گوید" نگویید که ایمان آورده ایم بلکه شما اسلام آوردید" و نشانه ایمان قبول سفارشات حضرت محمد به اهل بیت و قرآن اعتقاد و پیروی از جانشین بلافصل پيامبر(ص) اسلام علی (ع) و یازده تن فرزند او میباشد. می دانید که پیامبر اسلام در ا ولین روز دعوت آشکار به اسلام در بین خویشاوندان خود مسئله جانشین خود را حل نمود و باره ها اعلام نمود وهمچنین در آخرین سفر خود به بیت الله الحرام در روز غدیر خم حضرت علی (ع) را از طرف خدا بعنوان جانشین بلافصل خود به تمام مسلمانان معرفی نمود. پس از روز اول ایمان همراه با اسلام بوده است و این رمزی بود که ما تنها از روش عددی آن این رمز را بازگشایی نمودیم اما این مطلب ازروز اول دعوت آشکاربه ا سلام توسط پیامبر (ص) و بارها ابلاغ شده است که مهمترین زمان آن روز مبارک غدیر خم می باشد و در کتاب الغدیر علامه امینی بطور کامل از خوده منابع اهل سنت بیان شده است . اللهم صلی علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم

برچسب: نویسنده: ایران تاريخ: دوشنبه 26 اسفند 1387 ساعت: 23:50

صفحه بندی